✣✣✣اگه بی جنبه ای نیا تو✣✣✣
هیس هیچی نگو!!!!!!!

 ای کــاش ایــــــــن چنین دیوونه 17 سال پیش


همـــــــــــونجا توی شکـــــــــم مادرش خفـــــــــــه میشد

و به مادرش میگفتنـــــــــــــ متاسفیمــــــــــ !

بهتر از اینـــــــــــ بود که امروز بعد از21 سال که متولد شدمــــــــ

به منــــــــــ بگوینـــــــــــد خفـــــــــــــه شــــــــو

ومنـــــــــــــــــــ برای خودمــــــــــــــ متاسفـــــــــــــــــــ بشومــــــــــــــــــ ...
 
دختر جنوبی
نوشته شده در سه شنبه 4 مهر 1391برچسب:, ساعت 15:5 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

دختر جنوبی

دلمـــــــــــــــــ میخواد از اینــــــــــــ به بعد


هر کیـــــــــــــــــ بهمـــــــــــــ گفتـــــــــــــ دوستـــــــــــــ دارمــــــــــ ...

برمـــــــــــــ بغلشـــــــــــــ
.
سرمو بــــــــــــــــــزارمــــــــــــــــــ رو شونشـــــــــــــــــــــ
.
آرومــــــــــــــــــ بگمـــــــــــــــــــــــ :
 
خــــــــــــــــــفهـــــــــــــــــــــــ شو .....

دوستـان عزیــز نظــر یادتـــون نــره

نوشته شده در سه شنبه 4 مهر 1391برچسب:, ساعت 15:4 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

دختر جنوبی

 

میدونیـــــــــــــ چرا دلمــــــــــــ می خواد تمامــــــــــــ عروسکامو با قیچیــــــــ تیکه تیکه کنمــــــــــــ ؟

چون مثلـــــــــــ تو آدمو گولـــــــــ میــــــــــــ زننـــــ 

از بســـــــــــــ قشنگنــــــــــــــــ ولیـــــــــ داخلشونــــــــــ ی قلبــــــــــــ کوچیکمـــــــــــــ نیستـــــــ!!!

پ. ن : آدمایی که احساســــــــــ کسیـــــــــــــ رو درکــ نمیکننـــــــــ همون بهتر که تنها بموننـــــ

 

دوستـان عزیــز نظــر یادتـــون نــره

نوشته شده در سه شنبه 4 مهر 1391برچسب:, ساعت 15:2 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

خدا مشتي خاک برگرفت.

مي خواست ليلي را بسازد،

از خود در او دميد.

و ليلي پيش از آنکه با خبر شود، عاشق شد...

سالياني ست که ليلي عشق مي ورزد.

ليلي بايد عاشق باشد.

زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق مي شود.

ليلي نام تمام دختران است؛ نام ديگر انسان.

خدا گفت: به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد.

آزمونتان تنها همين است: عشق. و هر که عاشق تر آمد،

نزديکتر است... پس نزديکتر آييد، نزديکتر...

عشق، کمند من است.

کمندي که شما را پيش من مي آورد.

کمندم را بگيريد.

و ليلي کمند خدا را گرفت.

خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من...

با من گفتگو کنيد.

و ليلي تمام کلمه هايش را به خدا داد.

ليلي هم صحبت خدا شد.

خدا گفت:

 

عشق، همان نام من است که مشتي خاک را بدل به نور مي کند.


 و ليلي مشتي نور شد در دستان خدا....

 


من لیلی ام . . . لیلی تو . . . مجنونم می شوی؟؟ . . .

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 21:3 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

                     

سلامتی اونی که
یهو میاد توی زندگیت
یهو میره
ولی بعد از اون دیگه هیچی مثل قبل نیست
نه خنده ها نه شادیها نه فصل ها نه منظره ها
نه هیچ چیز دیگه...

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 20:55 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 20:52 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

   اشکای یخیمو پاک کن

درای قلبتو باز کن

صدای قلبمو بشنو

من چه کردم با دل تو ؟

کاشکی تو لحظه ی آخر

عشقو تو نگام میخوندی

قلبتو صدامو نشنید

رفت و با غریبه جوشید

اگه یه روز بگم از این حکایت

که به تو کردم عادت

دلم پیش دلت تو زندون رفاقت

اگه یک شب برسم به حقایق

میشم خدای عاشق

میگم رازمو به ستاره ی دریای مغرب

 

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 20:48 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

عاشقی از آن کارهاییست که به من نمیآد!
از آن نقش‌ هاییست که نمی‌تونم بروم در قالبش
نمی‌تونم خوب درش بیارم…
نمی‌توانم تحملش کنم.
تازه فهمیدم برای زنده ماندن
لازم نیست نگا‌تنفستدلت… به کسی بند باشد.
تازه فهمیدم تقدیر بعضی دست‌ها خالیست،
تقدیر بعضی اسمها تنهایی
تازه فهمیدم به این زندگی عادت کردم
این‌که بهانه نباشم برای کسی
این که بهانه نباشد برایم کسی
این‌که می‌شود تنهایی قدم زد
تنهایی آواز خواند تنهایی رقصید

اینکه “من” هم برای خودش کسیست حتی بدون “تو”…

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 20:47 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||
 

 در خاطراتـــ ــم


دستــــ ــکاری می کنم


هر به ايـــــامی


هرجــــــــا دلــــــــ ــم تنگ شد


...تـــــو رامی سازم

 

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 14:59 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

دوستى نه در ازدحام روز گم میشود،
نه در خلوت شب،
"خفته" يا "بيدار"ياد ميدارمت،
دوست ميدارمت،
نه بخاطر آنكه دوستم بدارى،
به خاطر آنكه لايق دوست داشتنى.
            
نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 14:58 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 حالا ديگر 
نه از حادثه خبري هست 
و نه از اعجاز آن چشم هاي آشنا 






از دلتنگي ها هم که بگذريم 
تنهايي 
تنها اتفاق اين روزهاي من است . . .

 

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 14:57 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||
اگر♥ تــــــــو♥ را امتحـــــان میگرفتند،

بـــی شَکــــــ مَـــــن

رتبــــ♥ـــــه اوَل میشدم

بَـســـ کـــــ♥ــــه تِکـــرار کَردم

نامَـتــــ♥ ـــــ را در مـــــرور خاطِـــــــراتـــــــ
 
 
نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 14:56 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

آنقـــــدر حــــرف در دلــــم مانده

کــــه در دهانــــم گـــره می خورد


و لب هایــــم را به هـــم می دوزد....


و تو خیــــال می کنــــی مــــرا بـــا توحـــرفی نیســــت !!

 

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 14:54 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||
 

 قلب من آرام می تپد

ولیکن

گاهی تپش عجیبی می گیرد

همان وقتهایی که هوا بارانیست

همان لحظه هایی که تمام دنیا بوی تو را میدهد

اتاقم پر است از گلهای خشکیده ای

که هر روز برایت از باغچه ی دلم چیدم

اما هرگز نشد

آنهارا به دستت برسانم

دلم...

هرگاه بهانه ی تورا می گیرد

تنها به او یک هیییییییییس هدیه می دهم

نمی دانم

شاید روزی بیایی

و عشق بزرگت را به من و دل مشتاقم هدیه دهی

 

نوشته شده در دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:, ساعت 14:51 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

شاید آرام تر میشدم
فقط و فقط
اگر میفهمیدی
شعر هایم به همین راحتی که میخوانی
نوشته نشده اند…

 

نوشته شده در شنبه 1 مهر 1391برچسب:, ساعت 19:14 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

نقـش یـــک درخــت خشک را

در زنـدگی بازی میکـنم !

نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم


یا هیزم شکن پـیــر…

نوشته شده در شنبه 25 شهريور 1391برچسب:, ساعت 14:30 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

گفــت : با مــــــادر یه جمـــله بســـاز

گفتــم: من با مــادر جمله نمیســازم ،

دنیــــــــامو می سازم ...

نوشته شده در سه شنبه 21 شهريور 1391برچسب:, ساعت 15:39 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

گـاهی گیر کرده ای میان زمین و آسمان ...
نمی دانی از دست داده ای ...
یـا از دست رفتـه ای

نوشته شده در سه شنبه 21 شهريور 1391برچسب:, ساعت 15:38 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

دلتنگــی را...

چگونه تلفظ کنم تا درک کنی

چهار ستون بدنـم
...
زیر سنگینی اش

تا خورده است؟؟؟؟

 

نوشته شده در سه شنبه 21 شهريور 1391برچسب:, ساعت 15:34 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

روزیــ میگفــتیــ نفسهایتــ در نفســ کشیدنــ منــ خلاصهــ میشود...

حالــ بیا ببینــ چگونهــ این نفســ ها دیگــر مالــِ تو نیستــ ٬

مال دود سیگار استــ ..

دیگر به تو تعلقیــ ندارد ؛

نوشته شده در سه شنبه 21 شهريور 1391برچسب:, ساعت 15:33 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||
عجایبی که فقط در ایران میتوان دید!!

 

نوشته شده در یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, ساعت 14:39 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

تست هوش!!!!!!

اگر به این 5سوال ساده پاسخ دهید، خیلی باهوش هستید!!


به تصویر زیر نگاه کنید و به سوالات پاسخ دهید!!

 

اگربه این5سوال پاسخ دهیدخیلی باهوشید!!

 

کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر می‌رسد؟

 

کدامشان دوقلو می‌باشند؟

 

چند تا زن در عکس دیده می‌شود؟

 

چند نفرشان خوشحال هستند؟


چند نفرشان ناراحت می‌باشند؟

 

نوشته شده در یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, ساعت 11:13 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

ببین چقدر ناز داره به دوربین نگاه میکنه!! الهی قربونت برم حاجاقا

 

            

نوشته شده در یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, ساعت 11:11 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

      

راستشو بخوای خیلی طرفدار دارم!

این عکس هم مال موقعی بود که رفتم جلوی طرفدارام!!

خدایی حال میکنی؟؟؟؟!!!!! 

   og1d11x7mw25ybxcr0ru.jpg

نوشته شده در چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:, ساعت 22:56 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

عکس های عاشقانه تنهایی و جدایی

عکس های عاشقانه تنهایی و جدایی

نوشته شده در چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:, ساعت 22:41 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

تصاویر رمانتیک عاشقانه 
تصاویر رمانتیک عاشقانه

نوشته شده در چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:, ساعت 22:22 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

                                         

 

    فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز                                                                  

      فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز  

                    

(پـــــســــت ثـــابــــت)*** (حـــتــــما بـــــــخـــون)

سلام علیکم و رحمت ا... !!!!!    بابا بــــــیــخـــیــال !
 بهراد هستم»خیلی عاشق شدم اما به دلایلی دیگه حالم از عشق بهم میخوره
عاشق نیستم اما دلم میخواد یه وبلاگ عــــاشــــقــــونــه داشته باشم

اینجا کسی حرف از عشق و... نزنه وگرنه من میدونم با اون چیکار کنم!!

دختر خانوما لطفا شماره نذارید...خود شیرینی نکنید...اینجا نمیشه عاشق کسی شد.
اینجا همه نامرد و لاشی اند... مخصوصا کسانی که اسم خودشونو گذاشتن عاشق...
آدمای بی جنبه و خسته و بی حوصله توی وبلاگم راه نمیدم..خودم زیاد حوصله ندارم

اینجا که میای باید شاد و سرحال باشی...اگه نیستی برو گمشو بیرون... هررررری
از آدمایی که توی کارم فوضولی میکنن اصلا خوشم نمیاد،وبلاگ خودمه و هر کاری بخوام میکنم

                                             

در ضمن عاشق آدمای باحال و بانمک هستم...از آدمای آویزون متنفرم...
خیلی جنبه دارم...اما حواست باشه حرف اضافی نزنی وگرنه... (-18)
حرفام تموم شد.. نظر گذاشتی که چه بهتر.. اگرم نذاشتی به جهنم.. واسم مهم نیست
موفق باشی دوست خوبم
در ضمن میتونین منو داداش بهراد صدا کنین...
بوس بووس بوووس   بابای
                                    

 

 

نوشته شده در چهار شنبه 25 مرداد 1387برچسب:, ساعت 19:18 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

صفحه قبل 1 ... 13 14 15 16 17 ... 20 صفحه بعد